زخم بریان

لغت نامه دهخدا

زخم بریان. [ زَ م ِ ب ِرْ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) دم پخت است و آن طعامی است معروف. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). نوعی از پیلاو ( پلو ) که دم پخت نیز گویند. ( از ناظم الاطباء ). دم پخت. ( شرفنامه منیری ).

فرهنگ فارسی

دم پخت است آن طعامیست معروف

جمله سازی با زخم بریان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او را در زیر اجساد ازبکان کشته‌شده یافتند؛ بی‌زخمی و جراحتی. در حال سرش از تن جدا کردند و نزد نواب کامیاب همایون آوردند. وی پس از احضار سر، جسد پر حسد او را طلب داشت. تیغ‌بندان درگاه، فی‌الحال جسد او را حاضر آوردند و قهرمان صفدر سه ضربت شمشیر بر شکمش زده، فرمود که قورچیان کثیرالاخلاص و ملازمان کثیرالاختصاص هر کس سر نواب همایون ما را دوست می‌دارد، از گوشت بدن این دشمن من قدری میل نماید. بر سر گوشت جسد آن ناپاک به نوعی ازدحام و هجوم عام شد که چند کس مجروح و زخمی گشتند و جمعی که دورتر بودند یک لقمه گوشت او را از جمعی که نزدیک‌تر بودند، به مبلغ کلی می‌خریدند و می‌خوردند و آن گوشت خام به با خاک و خون آغشته را بر وجهی خوردند که بنگیان گرسنهٔ محتاج، در وقت در رسیدن کیف بنگ و طغیان جوع، گوشت برهٔ فربه بریان را چنان به‌رغبت تناول ننمایند.

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز