ری اردشیر

لغت نامه دهخدا

ری اردشیر. [ رَ ی ِ اَدَ ] ( اِخ ) ری. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به ری شود.

جمله سازی با ری اردشیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به پاس هستی ایرانیان برآور سر ز خاک نیستی‌، ای اردشیر ساسانی

💡 همی تاخت پیش اندرون اردشیر چو نزدیک شد در کمان راند تیر

💡 اردشیر سنگ‌نگاره‌ای یادگارانه برای پیروزی در نبرد هرمزدگان در نزدیکی شهر گور (اردشیرخوره یا فیروزآباد کنونی) کَند.

💡 پس از استندار کیکاووس، اردشیر باوندی پادشاه طبرستان استندار هزاراسپ دوم را به عنوان حاکم رستمدار و دیلم انتخاب نمود.

💡 آبست پیش خنجر او تیغ اردشیر خاکست نزد منظر او کاخ اردوان

دوچین یعنی چه؟
دوچین یعنی چه؟
سوخت یعنی چه؟
سوخت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز