لغت نامه دهخدا
رک گوی. [ رُ ] ( نف مرکب ) رک گو. رجوع به رک گو شود.
رک گوی. [ رُ ] ( نف مرکب ) رک گو. رجوع به رک گو شود.
( رک گو ی ) ( صفت ) صریح صریح اللهجه.، رگ گو
💡 سالی هولمز در مقالهای برای مجلهٔ ال در سال ۲۰۱۵، توانایی وینسلت در ایجاد ارتباط با شیوه خودش را شرح داد. جو الیسون از مجلهٔ وگ مینویسد او «حالت و روحیهٔ توانا و تقریباً ویژهای» دارد. کیرا کاکرین از گاردین او را «ماهر در سخنگفتن، کارآزموده، و دارای عظمت خاصی» میداند. کریستا اسمیت از ونتی فر که وینسلت را رک گو توصیف میکند، معتقد است که او با وجود ستاره بودن، هیچ تظاهری از خود ندارد.