فرهنگستان زبان و ادب
{syntagmatic relation/ syntagmatic relationship} [زبان شناسی] اصطلاحی بنیادی در زبان شناسی که نخستین بار سوسور برای اشاره به توالی عناصر حاضر در گفتار به کار برد متـ. هم نشینی syntagmatic
{syntagmatic relation/ syntagmatic relationship} [زبان شناسی] اصطلاحی بنیادی در زبان شناسی که نخستین بار سوسور برای اشاره به توالی عناصر حاضر در گفتار به کار برد متـ. هم نشینی syntagmatic
💡 مکن با زاغ و با سگ هم نشینی چو خواهی گلشن سیمرغ بینی
💡 دران ساعت بدانی و به بینی که با که کردهٔ این هم نشینی
💡 هم نشینی بود شه را رازجوی گفت شاها سر این با من بگوی
💡 هم نشینی با خدا خواهی اگر در عرش رب در درون اهل دل جا کن کمال این است و بس
💡 و با کسی هم نشینی کند که او را بخود نزدیک نمی کند. نزد کسی که بی نیازش نمی کند، اظهار فقر کند و پیرامن چیزی که وی را نرسد، سخن گوید.