لغت نامه دهخدا
ذات عروس. [ت ُ ع َ ] ( ع اِ مرکب ) از جمله مثلی است که زبّاء پس از کشتن جذیمةالأبرش گفت: ذات عروس تری. ( المرصع ).
ذات عروس. [ت ُ ع َ ] ( ع اِ مرکب ) از جمله مثلی است که زبّاء پس از کشتن جذیمةالأبرش گفت: ذات عروس تری. ( المرصع ).
ذات عروس تری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روسلین این تصویر را به صورت نمادی از مراسم ازدواج ارائه کرده. در بالای سر این زوج، چهرهٔ مسیح است در حالیکه دستهایش را به نشانهٔ تقدس قرار داده و در دو طرف او فرشتگانی به تصویر کشیده شدهاند. روسلین در این اثر سعی داشته ذات مقدس خاندان پادشاهی را، به شیوهای که در آثار بسیاری از هنرمندان سده وسطی مرسوم بوده، به تصویر کشد. طرح لباس شاهزاده خانم کران از لباسهای ابریشمی ارمنی گرفته شده و دارای قسمتهای رنگین کمان گونهای به شیوهٔ کار بافندگان ارمنی در سدههای وسطی است. در تصویر، شاهزاده خانم کران پوششی برسر دارد که برگرفته از سنتهای ارمنی است و رسمی معمول در مراسم ازدواج آن دوره بوده و بیشتر عروسان با چنین پوششی در مراسم ازدواج و کلیسا حضور مییافتند.