لغت نامه دهخدا
دوپای. [ دُ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) دوپا. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دوپا شود.
- دوپای از دو جهان درکشیدن؛ از دو جهان صرفنظر کردن. دنیا و آخرت را نادیده گرفتن:
اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا
دوپایم از دو جهان نیز درکشم بی تو.سعدی.
دوپای. [ دُ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) دوپا. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دوپا شود.
- دوپای از دو جهان درکشیدن؛ از دو جهان صرفنظر کردن. دنیا و آخرت را نادیده گرفتن:
اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا
دوپایم از دو جهان نیز درکشم بی تو.سعدی.
( دوپا ی ) ۱ - ( صفت ) آنکه دو پا دارد یا حیوان دو پا آدمی انسان. ۲ - کرم سرخی که در درخت بلوط باشد و بدان ابریشم و غیره را رنگ کنند و در دواها نیز بکار برند سرخ دانه قرمز دانه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در پلیوسن متأخر، انسانتباران (هومینینها) از میمونهای بزرگ مدرن و دیگر موجودات نزدیک به هم به دلیل تغییرات تکاملی تشریحی که منجر به دوپا یا توانایی راست راه رفتن میشود، متمایز شدند.
💡 تپه دوپا خسرو مربوط به سدههای میانه دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان قروه، بخش ئیلاق، دهستان ییلاق شمالی، ۵۰۰ متری جنوب غربی روستای محمدآباد خرزه واقع شده و این اثر در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۴۴۸ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 این رقص معمولاً پس از سهپا با تندترشدن آهنگ نوازندگان و رقصندگان انجام میگیرد و حرکات پاها و دستها در این رقص همانند رقص سنگینسَما (رقص آغازین) است. معمولاً کهنسالان در حرکات آغازین سنگینسَما بیشتر مشارکت میکنند و حرکات سهپا و دوپا که نیاز به انرژی و پویایی بیشتر است بیشتر درمیان جوانان طرفدار دارد.
💡 اِنسان با نام علمی لاتین Homo sapiens (هومو ساپییِنس) بهمعنای «انسان خردمند» یک پستاندار از نوع دوپا و از خانوادهٔ انسانیان است. انسانها بسیار باهوش و اجتماعی و پرجمعیتترین گونه از نخستیسانان هستند.