لغت نامه دهخدا
ده چاشت. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مرودشت بخش زرقان شهرستان شیراز. واقع در32هزارگزی خاور زرقان. سکنه آن 135 تن. آب آن از قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
ده چاشت. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مرودشت بخش زرقان شهرستان شیراز. واقع در32هزارگزی خاور زرقان. سکنه آن 135 تن. آب آن از قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گل طراوت دارد اما گو به بلبل خوش ترا کاب و رنگ صبحگاهش چاشت زایل میشود
💡 نیم چاشت، را با چای در حدود ساعت ۱۰ صبح میل می کنند و چنانچه در مزرعه باشند چای را در فلاکس ریخته همراه خود می برند.
💡 از حـضـرت صـادق عـليـه السـلام منقول است سزاوار نيست كه مومن از خانه بيرون رود تاآنكه چاشت نخورد كه باعث زيادتى عزت او است.
💡 در حديث ديگر فرمود كه هر كه خواهد عمرش دراز باشد چاشت را بامداد بخورد و كفشنيكو بپوشد و ردا و بالاپوش را سبك كند و با زنان بسيار جماع نكند.
💡 ور خواب گران شود بخسبیم به صبح چندانکه نماز چاشت از ما برود
💡 هرگونه میانوعده، خوراکی مختصر یا چاشت، میبایست در رژیم کلی روزانه محاسبه شده باشد.