ده پاچنگ
لغت نامه دهخدا
ده پاچنگ. [ دِه ْ چ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان دشمن زیاری بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان. واقع در 11هزارگزی شمال باختری قلعه کلات مرکز دهستان. دارای 175 تن سکنه است. آب آن از چشمه تأمین می شود. ساکنین از طایفه ٔدشمن زیاری هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
جمله سازی با ده پاچنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اطراف گنبدخانههای بناهای اسلامی یا در ساقهٔ آنها نورگیرهای زیبایی وجود دارد که به علت شدت و ضعف نور، طرحهای بدیعی را به وجود آورده. این پنجرهها که معمولاً در بغل ایوانها نیز به وجود آمدهاند و اصطلاحاً به آنها پاچنگ میگویند، در اکثر مساجد قدیمی جزو عناصر همراه مساجد هستند. نورگیرها از مصالح کاشی معرق، سنگ، آجر، کاشی و چوب ساخته میشوند و دارای نقوش اسلیمی (خطوط برگرفته از پیچکهای گیاهی) یا هندسی هستند.
💡 ۲- پائیز: شعرهای تازه؛ شماره کتابشناسی ملی: ۱۲۰۳۵۵۱، تهران، نشر پاچنگ، ۸۰ صفحه، 1348. (این کتاب در سالهای بعد، مجوز انتشار مجدد دریافت نکرد)
💡 ده پاچنگ با داشتن کوچههای باریک و خانههای قدیمی، فضایی بسیار دنج و خاطرهانگیز برای قدم زدن و گشتوگذار در طول روز ایجاد میکند.
💡 در ده پاچنگ، فعالیتهای اقتصادی به صورت سنتی و با استفاده از ابزارهای قدیمی انجام میشود که نشاندهنده پیوند مردم با ریشههای خود است.
💡 آب و هوای ده پاچنگ در فصل تابستان بسیار مطبوع است و بسیاری از مردم شهرها برای گذراندن تعطیلات به این روستا میآیند.