ده مرداس

لغت نامه دهخدا

ده مرداس. [ دِه ْ م ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سوسن بخش ایذه شهرستان اهواز. واقع در 42هزارگزی شمال خاوری ایذه. دارای 185 تن سکنه آن آب آن از چشمه تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

جمله سازی با ده مرداس

💡 301- صحيح مسلم، ج 3، ص 108، باب اعطاء المؤ لفه قلوبهم از كتاب الزكاة؛و در اغانى در شرح حال عباس بن مرداس (ج 14، ص 290) و شرح حالش در اسدالغابهآمده است. عبيد نام اسب او بوده و غزوه حنين درسال هشتم و بعد از فتح مكه اتفاق افتاده است.

💡 حضرت فرمود: بهترين مال و ثروت آن است كه آبروى شخص را حفظ كند، ورسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با كعب بن زهير شاعر چنين كرد و نيز درباره عبّاس ‍فرزند مرداس فرمود: زبانش را از من قطع كنيد (كنايه از اين كه به او كمكى شودتا...).(62)

💡 حبانةالسبیع نام یکی از غزوات پیغمبر است. در آن روز سراقةبن مرداس بارقی بدست مسلمانان اسیر گردید، پس چون او را نزد رسول بردند این سه مصراع بخواند:

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
نحوه یعنی چه؟
نحوه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز