درمان سطحی
مترادفها
درمان گذرا، درمان ناچیز
متضادها
درمان عمیق، درمان ریشهای
فرهنگستان زبان و ادب
{surface therapy} [روان شناسی] نوعی روان درمانی که به جای تمرکز بر کشف و تحلیل انگیزه های ناخودآگاه و زیربنایی، به کاهش فشارهای روانی مُراجع و تعدیل نگرش ها و الگوهای رفتاری او می پردازد
ویکی واژه
نوعی رواندرمانی که به جای تمرکز بر کشف و تحلیل انگیزههای ناخودآگاه و زیربنایی، به کاهش فشارهای روانی مُراجع و تعدیل نگرشها و الگوهای رفتاری او میپردازد.
جمله سازی با درمان سطحی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سوختگی (به انگلیسی: Burn) نوعی آسیب به پوست یا بافت است که بر اثر گرما، برق، مواد شیمیایی، اصطکاک یا پرتو بهوجود میآید. سوختگیهایی که تنها بر سطح پوست اثر میگذارند را سوختگیهای سطحی یا سوختگیهای درجه اول مینامند. سوختگی با ضخامت نسبی یا سوختگی درجه دوم هنگامی اتفاق میافتد که لایههای زیرین پوست آسیب میبینند. در سوختگی با ضخامت کامل یا سوختگی درجه سوم به همهٔ لایههای پوست آسیب میرسد. در سوختگی نوع چهارم بافتهای عمیقتر مانند ماهیچهها یا استخوان آسیب میبینند. سوختگیهای سطحی را میتوان بهوسیلهٔ مسکّن درمان کرد، درحالیکه سوختگیهای شدیدتر نیازمند درمان مداوم در مراکز سوختگی ویژه هستند.
💡 برخورد با مشکلات اجتماعی به صورت درمان سطحی و بدون توجه به ریشههای عمیق آنها، معمولاً باعث میشود که مشکلات در آینده با شدت بیشتری بازگردند.
💡 پزشکان تاکید میکنند که درمان سطحی علائم بیماری بدون بررسی دقیق علت اصلی بروز آنها، میتواند منجر به بروز عوارض جانبی خطرناک و غیرقابل پیشبینی شود.
💡 مدیریت بحران در سازمانها اگر تنها به صورت درمان سطحی انجام شود، هرگز نمیتواند از تکرار اشتباهات استراتژیک و فروپاشی ساختاری در درازمدت جلوگیری نماید.