لغت نامه دهخدا
خیال بند. [ خ َ / خیا ب َ ] ( نف مرکب ) شاعر که بطرز هندی شعر گوید. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خیال بند. [ خ َ / خیا ب َ ] ( نف مرکب ) شاعر که بطرز هندی شعر گوید. ( یادداشت بخط مؤلف ).
شاعر که بطرز هندی شعر گوید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بند از مژه برداشت خیال رخ ساقی ای ابر ببین، گریهٔ مستانه کدام است؟
💡 در نیابند نقش این خانه نقش بندان کارگاه خیال
💡 تن من نی شد و خیال لبت بند بندم چو نیشکر کرده
💡 بیدار اگر ندیدی آن چشم مردم آشوب باری خیال می بند نقشش خیال بنگر