لغت نامه دهخدا
خواهش داشتن. [ خوا / خا هَِ ت َ ] ( مص مرکب ) عرض داشتن. استدعا داشتن. تقاضا داشتن. || طلب داشتن.
خواهش داشتن. [ خوا / خا هَِ ت َ ] ( مص مرکب ) عرض داشتن. استدعا داشتن. تقاضا داشتن. || طلب داشتن.
طلب کردن تقاضا کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و اما علاج عملی ریا، آن است که خود را عادت دهد به پنهان داشتن عبادات و در هنگام عبادت، در به روی مردم ببندد همچنان که معاصی خود را از مردم پنهان می دارد تا دل او قانع شود به اطلاع خدا بر عبادات او، و نفس او دیگر خواهش آگاهی مردم را به اعمال او نکند.
💡 سعیده مرتب جیغ میکشید و با خواهش و التماس تلاش میکرد جانش را نجات دهد اما من برای دست یافتن دوباره به آبرویم و داشتن زندگی شرافتمندانه چارهای جز کشتن او نداشتم.».