خط سرمه

لغت نامه دهخدا

خط سرمه. [ خ َطْ طِ س ُ م َ / م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خطی که از سرمه در چشم کشند. ( آنندراج ):
سیه مستی بدور نرگست بی تاب می گردد
ز خط سرمه گرد چشم مستت خواب می گردد.بیدل ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

خطی که از سرمه در چشم کشند

جمله سازی با خط سرمه

نیست با حسنت مجال‌گفتگو آیینه را سرمه می‌ریزد نگاهت درگلو آیینه را
بـسـند صحيح از حضرت صادق عليه السلام منقولستكه سرمه كشيدن در شب چشم را نفعميرساند و در روز زينت است.
در منطقه فشگلدره معادنی وجود دارد که این کانها از سوی کارشناسان شناسایی شده‌اند اما مورد بهره‌برداری قرار نگرفته‌اند. از جمله آنهاست: سنگ سرمه - گوگرد - کات کبود - کان آهن - کان مس.
باز این منم که دیده بختم منورست زان خاک ره، که سرمه خورشید انوار است
عمر گفت: نه به خدا! اين كافى نيست ! مگر اينكه شهادت بدهى كه ديدى در آن فرورفته است؛ مانند فرو رفتن ميل در سرمه دان !
عاقبت با گوشه ای از هر دو عالم ساختیم کنج چشم سرمه آلودی هوس داریم ما