خبر رساندن

لغت نامه دهخدا

خبر رساندن. [ خ َ ب َ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) خبری بدیگری رسانیدن. خبری را برای دیگری بازگو کردن. دیگری را از خبری آگاه کردن:
بانگ هر چیزی رساند زو خبر
تا بدانی بانگ خر از بانگ در.مولوی.

فرهنگ فارسی

خبری را بدیگری رساندن خبری را برای کسی نقل کردن.

جمله سازی با خبر رساندن

💡 (پيوستن ) به جامعه كوچك توحيدى كه در دره ابوطالب تاسيس شده است، بار گندماز شام برايش آورن، خبر تحركات مشركان مكه را به آن رساندن، دلسوزى براى آن وگريستن و اظهار همدردى نمودن، ديگران را به يارى آن خواندن و تشويق كردن و حمايتنظامى و كمك مسلحانه به آنان، نمايان تريناعمال صالحه اى است كه عنوان پيوستن يا شفافت حسنه به خود مى گيرد.