لغت نامه دهخدا
خارسربر. [ س َ ب ُ ] ( اِ مرکب ) ابزاری است که خار را با آن می برند مانند داس. ( ناظم الاطباء ).
خارسربر. [ س َ ب ُ ] ( اِ مرکب ) ابزاری است که خار را با آن می برند مانند داس. ( ناظم الاطباء ).
ابزاریست که خار را با آن می برند مانند داس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوشا خار سر دیوار و بخت سبز او صائب اگر طالع گل ما را به این نیرو برویاند
💡 نمی گردد صف مژگان نگاه شوخ را مانع حجاب بوی گل خار سر دیوار کی گردد؟
💡 نظر به دامن گل چین نمیتوان کردن به خار سر کن و فارغ ز سیر بستان باش
💡 باش تا خار سر کوی ترا نرگسوار دسته بندند و سوی مجلس سلطان آرند
💡 ز چشم غنچه تا خار سر دیوار خون گرید کدامین مرغ رفت از باغ بی برگ و نوا بیرون
💡 شود خار سر دیوارها چون پنجه مرجان به روی خاک اگر سرپنجه مژگان برافشانم