حق شمری

لغت نامه دهخدا

حق شمری. [ ح َ ش ِ / ش ُ م َ / م ُ ] ( حامص مرکب ) صفت حق شمر. حق شناسی. سپاسداری. پاس گزاری.

فرهنگ فارسی

حق شناسی

جمله سازی با حق شمری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پندت دهم و پند غرض می شمری آن روز که کیفرش کشی خود بینی

💡 گویی دو چشم من شمری پر کواکبست هر شب‌که بی‌رخ توکواکب‌شمر شود

💡 تا تو بیمار نفاقی به درست هرچه صحبت شمری هم سقم است

💡 اگر صفات جمال تو بر تو بر شمرم گمان مبر که کسی را همال خود شمری

💡 از گریه کنارم شمری باشد پیوست ز انسان که چو بر آینه عکس برافتد

💡 ای که ز آل نبی می شمری خویش را هست گواهت بر آن، پاکی ذات و صفات

سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز