حق التَّعلیم، در اصل یک ترکیب عربی است که در زبان و متون فارسی بهکار رفته است. این اصطلاح بهطور خاص به پاداش یا حقی که در برابر آموزش دانش یا مهارتی به استاد و معلم اهدا میشود اشاره دارد. این مفهوم ریشه در سنتهای آموزشی گذشته دارد که در آن، انتقال علم و هنر اغلب مبتنی بر رابطهای اخلاقی و اقتصادی میان مُعلِّم و مُتعلِّم بود و شاگرد در ازای فراگیری علم، مبلغ یا وجهی را به عنوان حقالزحمه به استاد خود میپرداخت.
در بستر تاریخی و فرهنگی، حق التَّعلیم نه تنها یک سازوکار مالی، بلکه نشانی از احترام و قدردانی از مقام معلم و ارزش دانش محسوب میشد. این رسم در نظامهای آموزشی سنتی، همچون مکتبخانهها و مدارس دینی، و نیز در آموزشهای فنی و هنری بهصورت مستمر رایج بود. پرداخت این حق، اغلب بر اساس توافق دو طرف، توان مالی شاگرد و اهمیت دانش انتقالیافته تعیین میگردید و گاه به شکل نقدی، جنسی یا حتی خدمات ابراز میشد.
امروزه اگرچه اصطلاح حق التَّعلیم کمتر در گفتار روزمره بهکار میرود، اما مفهوم بنیادین آن در قالبهای جدیدی مانند شهریههای آموزشی، حق التدریس و دستمزد آموزشدهندگان تداوم یافته است. با این حال، در گذر زمان و با رسمیتر شدن نظامهای آموزشی، این رابطه اغلب در چارچوب قوانین و مقررات دولتی یا نهادی تعریف میشود و پرداختها جنبهای قراردادی و ثابت به خود گرفته است. با این وجود، اخلاق آموزشی و توجه به ارزش والای انتقال دانش، همچون گذشته مورد تأکید باقی مانده است.