جعد شدن
مترادفها
مجعد شدن، پیچ خوردن
متضادها
صاف شدن
لغت نامه دهخدا
جعد شدن. [ ج َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) تجعد. ( تاج المصادر بیهقی ). مجعد گردیدن موی. دارای چین و شکنج شدن موی.
- جعد شدن موی؛ تجعد. مجعد گردیدن موی.
فرهنگ فارسی
تجعد مجعد گردیدن موی یا جعد شدن موی تجعد.
جمله سازی با جعد شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اوست نوروز من و چون فتدش جعد به پای راست با روز برابر شدن شب نگرید
💡 به دلیل رطوبت بالای هوا در مناطق استوایی، موهای بسیاری از افراد در آن نواحی پس از مدتی کوتاه به شدت جعد شدن و حالت مواج پیدا میکنند.
💡 در برخی از گونههای گیاهی، برگها پس از مواجهه با کمبود آب شدید دچار فرآیند جعد شدن میشوند که این امر نشاندهنده تلاش گیاه برای کاهش تبخیر است.
💡 استفاده از برخی مواد شیمیایی خاص در فرآیند آرایشگری میتواند باعث شود که موهای صاف، به صورت دائمی جعد شدن و تغییر شکل درونی خود را پیدا کنند.