جام خالی دادن

لغت نامه دهخدا

جام خالی دادن. [ م ِ دَ ] ( مص مرکب ) قدح تهی به دست دیگران دادن. || کنایه از فریب دادن. چه ساقی، سیه مست ( بدمست ) را از روی امتحان جام خالی میدهد. ( آنندراج ). از مصطلحات امتحان کردن ساقی هوش مست را. ( غیاث اللغات ):
ساقی دوران به ما امروز در بزم طرب
جام خالی میدهد گویا دلش از ما پر است.اشرف ( از آنندراج ).دل مرا چون شیشه از بیمهری ساقی پر است
زانکه هر ساعت بدستم جام خالی میدهد.حسن بیگ رفیع ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

قدح تهی بدست دیگران دادن

جمله سازی با جام خالی دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اشتیاق بوسه لعل لب میگون تو جام خالی راشراب ناب می آرد به چشم

💡 جام خالی غوطه در خُم بی‌محابا می‌زند ابر چون بی‌آب شد بر قلب دریا می‌زند

💡 رفتم ز خویش و یاد نگاهیست حالی‌ام مستی نماست آینهٔ جام خالی‌ام

💡 پیش یارانم دل بی‌آرزو شرمنده کرد جام خالی ‌گر قبول افتد حیایی می‌کنم

💡 در کوی می‌فروشان، گردم ز بی‌نوایی در دست جام خالی، چون کاسهٔ گدایی

💡 از می حسرت دل هشیار عاشق مست بود عمرها از دست ساقی جام خالی می گرفت