لغت نامه دهخدا
تکویر کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در عبارت ذیل ظاهراً از کوره گرفته است بر مبنای اتخاذ فعل از اسم: زیرا که ایشان آن کسی بودند که مالک شهر قم شدند وآنرا تکویر کردند و بارو کشیدند. ( تاریخ قم ص 12 ).
تکویر کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در عبارت ذیل ظاهراً از کوره گرفته است بر مبنای اتخاذ فعل از اسم: زیرا که ایشان آن کسی بودند که مالک شهر قم شدند وآنرا تکویر کردند و بارو کشیدند. ( تاریخ قم ص 12 ).
از کوره گرفته است بر مبنای اتخاذ فعل از اسم.
💡 در منابع اسلامی مطالب بسیاری دربارهٔ زنان در عربستان پیش از اسلام موجود است، اما این مطالب دو قرن بعد از وقایع و توسط خارجیها نوشته شدهاند، بهصورت شفاهی منتقل میشدند و بنا به دلایل دینی، شخصی و غیره دستخوش تحریف شدهاند و امروزه فاقد ارزش تاریخی محسوب میشوند. در قرآن چند اشارهٔ کوتاه به دختران محل زندگی محمد شده است؛ یکی آیهٔ ۸ سورهٔ تکویر است که میگوید در آخرالزمان «از دختر مدفون پرسیده میشود به چه گناهی کشته شد.» در متن عربی مشخص نیست منظور «زنده به گور شدن» این دختر باشد. در عوض، به گفتهٔ جبرئیل سعید رینولدز، این آیه نه دربارهٔ زنده به گور کردن دختران، بلکه شبیه به یکی از موعظههای افرایم سوری است که در آن افرایم آخرالزمانی را تجسم میکند کودکان سِقط شده در رَحِم که در زمین دفن شدند، در آن جهان همین بلا را بر سر مادرشان میآورند.