فرهنگستان زبان و ادب
{bubble pulse} [ژئوفیزیک] رُمبش های پیاپی حباب حاصل از چشمۀ لرزه ای در آب متـ. پالس حباب
{bubble pulse} [ژئوفیزیک] رُمبش های پیاپی حباب حاصل از چشمۀ لرزه ای در آب متـ. پالس حباب
رُمبشهای پیاپی حباب حاصل از چشمۀ لرزهای در آب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیستم حبابساز هوا از لولهای با دهانهای در زیر سطح مایع استفاده میکند. جریان ثابتی از هوا از لوله عبور میکند. فشار در لوله متناسب با عمق (و چگالی) مایع بر روی خروجی لوله است.
💡 فروش استقراضی میتواند به عنوان یک «قناری در یک معدن زغال سنگ» عمل نماید، تا اعمال غیرقابل تحمل را زودتر متوقف نماید و در نتیجه خسارات و تشکیل حبابهای بازار را کاهش دهد.
💡 برآ از پرده شرم و حیا صائب که می گردد حباب از شوخ چشمی تکمه پیراهن دریا
💡 چون حباب ازپیکرحیرت سرشت ما مپرس نقشما یکپرده عریاناست پنهان زیر پوست
💡 اين ناشدنى است. دو شمشير در يك غلاف نمى گنجند، و عرب هم در حالى كه پيغمبرشاناز غير شماست، سر به فرمانتان فرود نخواهد آورد. آن وقت حباب و عمر يكديگر راتهديد به مرگ كردند.
💡 بر کلاه خود حبابآسا چه میلرزی، که شد تاج شاهان، مهرهٔ بازیچهٔ تقدیرها