ترانه زدن
مترادفها
آواز خواندن، سرودن، خواندن
لغت نامه دهخدا
ترانه زدن. [ ت َ ن َ / ن ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) نغمه سرایی کردن:
سودای زهد خشکم بر باد داده حاصل
مطرب بزن ترانه ساقی بیار باده.جمال الدین سلمان ( از آنندراج ).آتش ز دمم زبانه می زد
شوق از قلمم ترانه می زد.فیضی ( از آنندراج ).
فرهنگ معین
( ~. زَ دَ ) (مص ل. ) آواز خواندن.
فرهنگ فارسی
نغمه سرایی کردن.
ویکی واژه
آواز خواندن.
جمله سازی با ترانه زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 «سخن نوشیدن» ارائه شده به همراه گروه، بیشتر به صورت متن ترانه، اغلب شبیه یک تشریفات در ساختارهای گروه تلفیقی است. بسلامتی زدن یا سخ نوشیدنی گاهی اوقات با حرکات مطابق یا بیان صورت تکمیل میشود.
💡 مرا چو بربط خود دان کت آید اندر گوش ترانه از زدن زخم و مالش گوشم
💡 آن هنرمند جوان با صدای گرم خود، شروع به ترانه زدن کرد و با هر بیت از اشعارش، شنوندگان را به دنیایی از احساسات برد.
💡 در آن شب زیبا و مهتابی، گروه موسیقی در میان باغ شروع به ترانه زدن کردند و فضایی جادویی و آرامشبخش برای مهمانان ایجاد کردند.
💡 او همیشه در تنهایی خود، به ترانه زدن و زمزمه کردن ملودیهای جدید مشغول است تا بتواند احساسات درونیاش را به موسیقی تبدیل کند.