تاراج زدن
مترادفها
غارت کردن، چپاول کردن
متضادها
محافظت کردن، حفظ کردن
لغت نامه دهخدا
تاراج زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) چپاول و غارت کردن. کلمه تاراج در قدیم گاهی با زدن صرف میشده است: و مالهای ایشان جمله تاراج زد. ( فارسنامه ابن بلخی ). اگر مزدک خزانه تو تاراج زند منع نتوانی کردن چون متابع رای او شدی. ( فارسنامه ابن بلخی ص 87 ). رجوع به تاراج شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) تاراج کردن.
جمله سازی با تاراج زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از اتفاقات مهم دوران سر حدبیگی و کدخدایی بدل بیگ درگیریهای مرزی سالداتهای روسی باقوجه بیگلوها در سال1326ه.ق بود که در این درگیریها روسها علاوه بر آتش زدن قصبه بیله سوار مغان و ویران ساختن گمرک خانه و بناهای دولتی ان به روستا زرگر نیز حمله آوردن و به طرز وحشیانه270 باب خانه را آتش زده سراسر روستا را غارت و تاراج کردن و هفده نفر را از مردان و زنان بی گناه را گشته و دها نفر را زخمی کردن این قتلعام وچپاول و غارتگری ضربات سنگینیرا بر طایفه زرگر وارد ساخت.