فرهنگ معین
(بِ. خِ. فِ دَ )(مص ل. )متولد شدن، به دنیا آمدن.
(بِ. خِ. فِ دَ )(مص ل. )متولد شدن، به دنیا آمدن.
متولد شدن، به دنیا آمدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که خاک طوبی با آب زندگیش سرشت خم شراب حقیقت که گر به خاک و به خشت
💡 اگر خانهام را چو ایران خویش به خشت زر و نقره تزیین کنی
💡 ز ره موزنگیان آهنین چنگ به خشت و مشت و چوب و آجر و سنگ
💡 همنشینان چو به خشت در او جان بدهم بر سر خاک من آن خشت بتعظیم بنه
💡 چو گنج خانه ز معماری عدالت او خرابه های جهان شد به خشت زر معمور
💡 شاهان پیش را که نکردند جز ستم شاه زمانه کرد به تیغ و به خشت کم