لغت نامه دهخدا
بستره کردن. [ ب ِ ت ُ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تراشیدن با استره: شیخ گفت این ساعت برو و موی محاسن و سر را پاک بستره کن. ( تذکرةالاولیاء عطار ).
بستره کردن. [ ب ِ ت ُ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تراشیدن با استره: شیخ گفت این ساعت برو و موی محاسن و سر را پاک بستره کن. ( تذکرةالاولیاء عطار ).
تراشیدن با استره: شیخ گفت این ساعت برو و موی محاسن و سر را پاک بستره کن ٠
💡 در این زمینه سعی میشود با استفاده از قوانین موجود در مهندسی و روشهای پیشرفته و ابزار لازم یک طرح کلی و جامع از ارگانهای زنده، از باکتری گرفته تا انسان، تهیه میکنند. در این رشته برای تحلیل اطلاعات حاصل از آزمایشها و فرمولبندی کردن جزئیات فیزیولوژیکی با روابط ریاضی، از مدلسازی کامپیوتری استفاده میشود. سامانههای زنده دارای یک مجموعه بسیار با قاعده به همراه بازخورد برای کنترل خود هستند. ازجمله علومی که با مدلسازی سامانههای بیولوژیکی در بستره مهندسی پزشکی با یک فرمت تازه میتوان تحلیل کرد علوم پزشکی مشرق زمین است فیالجمله طب سنتی ایران و چین که گسترهای از پارامدیک دست نیافتهاست و شاید به علت قدمتش با پزشکی نوپای غربی همپا نشده و سرشار از رموز و اسرار است.
💡 روش دیگر برای بیان راستا و شیب، استفاده از شیب و جهت شیب است. جهت شیب سمت شیب است که با تصویر کردن روی سطح افقی بهدست میآید و ۹۰ درجه با زاویه راستا تفاوت دارد. برای نمونه یک بستره یا گسل با شیب ۳۰ درجه به سوی جنوب که دارای راستای خاوری-باختری باشد، با روش راستا و شیب به صورت 90°/30° S و با روش شیب و جهت شیب به صورت 30/180 نوشته میشود.