ام خنور

لغت نامه دهخدا

ام خنور. [ اُم ْ م ِ خ َن ْ نو / خ َ ن َوْ وَ ] ( ع اِ مرکب ) کفتار. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || گاو. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || سختی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( مهذب الاسماء ). || نعمت. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( از لسان العرب ). از لغات اضداد است. ( منتهی الارب ). || اِست. ( تاج العروس از ذیل اقرب الموارد ). || کنیه مصر است و در حدیث آمده: ام خنور یساق الیها القصار الاعمار. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

کفتار. یا گاو

جمله سازی با ام خنور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این کالبد خنور تو بوده‌است شست سال بنمای تا چه حاصل کردی در این خنور

💡 گاه اقبال آبگینه خنور بستاند ز تو عدو به بلور

💡 لعل و یاقوتست بهر وام او در خنوری و نبشته نام او

💡 تابد هنر ز گوی گریبان بخردان چون ماه نو ز چرخ و می کهنه از خنور

💡 گیتی چو گاو نیک دهد شیر مر ترا خود باز بشکند به کرانه خنور شیر

حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز