لغت نامه دهخدا
الاروس. [ اَ ] ( اِخ ) این مرد در داستان بابلی بجای هوشنگ پیشدادی ایرانیان است که نخستین پادشاه بود و یا بجای کیومرث است که درشاهنامه نخستین خدیو خوانده شده است. ( یسنا ص 95 ).
الاروس. [ اَ ] ( اِخ ) این مرد در داستان بابلی بجای هوشنگ پیشدادی ایرانیان است که نخستین پادشاه بود و یا بجای کیومرث است که درشاهنامه نخستین خدیو خوانده شده است. ( یسنا ص 95 ).
اسم: الاروس (پسر) (عبری) (تاریخی و کهن) (تلفظ: alarus) (فارسی: اَلاروس) (انگلیسی: alarus)
معنی: این مرد در داستان بابلی بجای هوشنگ پیشدادی ایرانیان است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نقاشیهای محمدی بیشتر از کوچهها و خانههای عادی رشت بود یا از محلههایی مانند ساغریسازان یا از باغ محتشم. سبک او نوعی امپرسیونیسم بیرمق آلاروس بود با رنگهای غلیظ و ضربهٔ قلمهای قوی. او نقاش خوبی بود اما از آنجا که دوران رئالیسم سوسیالیسم استالین را گذرانده بود، حد نهایی کارش نوعی امپرسیونیسم «مانه»وار بود.