افراز کردن
مترادفها
آشکار کردن، نمایان ساختن، برملا کردن
لغت نامه دهخدا
افراز کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) قسمت کردن. ( یادداشت مؤلف ). تقسیم کردن ملک مشاع. و رجوع به افراز شود.
فرهنگ فارسی
قسمت کردن. تقسیم کردن ملک مشاع را.
جمله سازی با افراز کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در نظریه مجموعهها اِفراز یک مجموعه (به انگلیسی: Partition of a set) یعنی تبدیل کردن آن به زیرمجموعههایش به طوری که، اشتراک هر کدام از آن زیرمجموعهها با یکدیگر مجموعه تهی باشد (مجموعههای مجزا) و اجتماع تمامی زیر مجموعهها برابر با مجموعه افراز شده باشد.