اطاعت منافقان
مترادفها
پیروی منافقان
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] اطاعت منافقان (قرآن). نَفَق، ایجاد سوراخى در زمین است که راه رهایى داشته باشد -همانند سوراخ موش -
••• ادّعاى دروغ منافقان، مبنى بر پیروى از خدا و رسول صلی الله علیه وآله:وَ یَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ أَطَعْنا ثُمَّ یَتَوَلَّى فَرِیقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ وَ ما أُولئِکَ بِالْمُؤْمِنِینَ وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَیْمانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَیَخْرُجُنَّ قُلْ لا تُقْسِمُوا طاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ....
نور/سوره۲۴، آیه۴۷.
ادّعاى واهى اهل نفاق، مبنى بر اطاعت از مؤمنان، در صورت آگاهى از وقوع جنگ:وَ لِیَعْلَمَ الَّذِینَ نافَقُوا وَ قِیلَ لَهُمْ تَعالَوْا قاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَوِ ادْفَعُوا قالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتالًا لَاتَّبَعْناکُمْ... یَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ....
آل عمران/سوره۳، آیه۱۶۷.
فراخوان منافقان به پیروی از پیامبر صلی الله علیه وآله:۱. وَ یَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ أَطَعْنا ثُمَّ یَتَوَلَّى فَرِیقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ وَ ما أُولئِکَ بِالْمُؤْمِنِینَ.
نور/سوره۲۴، آیه۴۷.
...
جمله سازی با اطاعت منافقان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اينكه منافقان فاسقند و بيرون از دائره اطاعت فرمان خدا (ان المنافقين هم الفاسقون ).
💡 و درباره ترك تبليغ فرموده: (يا ايها الرسول بلغ ماانزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته ) و درباره پيروى كفار فرموده:(يا ايها النبى اتق اللّه و لا تطع الكافرين و المنافقين ان اللّه كان عليما حكيما و اتبعما يوحى اليك من ربك ) با اينكه چنين مظنه اى در بين نيست كه آن جناب به پروردگارخود شرك بورزد، و يا آنچه كه به وى وحى شده از تبليغش سر باز زند، و يا كافرانو منافقان را اطاعت كند، و يا وحى پروردگار خود را پيروى ننمايد وامثال اين از نواهى ديگر.
💡 در تحلیلهای تاریخی، اطاعت منافقان همواره به صورت ظاهری و در خدمت منافع شخصی خودشان بوده است، نه بر اساس اصول واقعی دین.
💡 رفتارشناسی منافقان نشان میدهد که اطاعت منافقان معمولاً با تردید و دوری از ارزشهای واقعی همراه است و به دنبال فرصتهای مناسب است.
💡 در متون قرآنی، اطاعت منافقان از دستورات الهی به گونهای توصیف شده که نشاندهنده عدم حضور قلب و تضاد میان گفتار و کردار است.