اشفته دلی

مترادف‌ها

پریشان‌دل، ناآرام، مضطرب

متضادها

آسوده دل، آرام دل

لغت نامه دهخدا

( آشفته دلی ) آشفته دلی. [ ش ُ ت َ / ت ِ دِ ] ( حامص مرکب ) پریشان خاطری.

فرهنگ فارسی

( آشفته دلی ) پریشان خاطری پریشان حالی.

جمله سازی با اشفته دلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بگذاشت مرا همچو حسین و بدلش هم نگذاشت که آشفته دلی داشته بودم

💡 از کوی تو ای نگار زاری بردیم آشفته دلی و بیقراری بردیم

💡 آشفته دلی دیدم در حلقه آن زلف چون گوی که سرگشته بود در خم چوگان

💡 با تو بنشینم و زلفت ز بس آشفته دلی پیش خلقان جهان قصه من گوید باز

💡 و غافل از دل کشی خال و خط لاله رخان برگ آشفته دلی و سر سودا دارند

💡 از شور و جنون رشک جنان را بزدم ز آشفته دلی راحت جان را بزدم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران