اسب دوست

لغت نامه دهخدا

اسب دوست. [ اَ ] ( ص مرکب ) اسب باز.

فرهنگ فارسی

اسب باز

جمله سازی با اسب دوست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عدى گفت: من شاهد باشم يا غائب آنجايى هستم كه تو دوست دارى. اسبان ما آماده و نيزههاى ما تيز و شمشيرهاى ما كشيده و آخته است. اگر نظرت اين باشد كه پيش بتازيم،چنين كنيم و اگر راءى تو بر خوددارى است چنين كنيم. ما تسليم امر توايم، پس بهآنچه مى خواهى فرمان ده تا در امتثال دستور تو شتاب كنيم.(47)

💡 عماد از نقاشی به‌طور طبیعی به سمت مجسمه کشیده شد. در نقاشی، عمق، پرسپکتیو و وضوح را دوست داشت تا جایی که در تابلویی که از اسبی رم کرده کپی کرده بود، بخشی از پیکره را با پاپیه ماشه به‌طور برجسته و بیرون زده از تابلو، می‌سازد.

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز