فرهنگ معین
( ~. کَ دَ نِ مِ دِ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) قضای حاجت، مدفوع کردن.
( ~. کَ دَ نِ مِ دِ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) قضای حاجت، مدفوع کردن.
قضای حاجت، مدفوع کردن.
💡 امیره اسحاق، از اجابت کردن سر باز زد و در نبرد سفیدرود، نیروهای بیه پیش تار و مار شدند و بر اساس مفاد یک معاهده صلح در همان سال، کوچصفهان، به امیره اسحاق حاکم بیه پس در فومن واگذار شد.
💡 اجابت کردن چون حق را بدعوت بدعوتها نمودش حق اجابت