اتش مزاج

لغت نامه دهخدا

( آتش مزاج ) آتش مزاج. [ ت َ م ِ ] ( ص مرکب ) تندخو.

فرهنگ عمید

( آتش مزاج ) ۱. سوزاننده.
۲. [مجاز] دارای غریزۀ شدید جنسی، آتشی مزاج.

فرهنگ فارسی

( آتش مزاج ) تندخو

جمله سازی با اتش مزاج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل آتش مزاج من به هیچ از جوش ننشیند مگر آب دم خنجر نشاند آتش او را

💡 آتش مزاج من بگذار این عتاب را چین بر جبین ندیده کسی آفتاب را

💡 به ساغر دل آتش مزاج می ریزد شراب شعلهٔ حل کرده، رنگ آل کسی

💡 صبر چیست آتش مزاجی داشتن سوختن مردن همه بگذاشتن

💡 چه ریزد شعله غم جای می در جام من ساقی آتش مزاج از بخت بد فرجام من