فرهنگ معین
( آباژور ) [ فر. ] (اِمر. ) حباب و سرپوشی برای چراغ و مانند آن که نور را به پایین افکند.
( آباژور ) [ فر. ] (اِمر. ) حباب و سرپوشی برای چراغ و مانند آن که نور را به پایین افکند.
( آباژور ) ۱. سرپوش پارچه ای، چوبی، کاغذی، و مانند آن که روی چراغ قرار می گیرد تا از پخش شدن نور آن در همۀ فضا جلوگیری کند.
۲. چراغ پایه داری که دارای این نوع سرپوش باشد.
( آباژور ) ( اسم ) سر پوشی که روی چراغ نهند تا نور را بپایین افکند.
سایبان، آفتابگردان، حباب چراغ
آباژور. آباژور ( به فرانسوی: abat - jour ) یا نورتاب نوعی پوشش برای چراغ و مانند آن است که نور را به پایین افکند. آباژور معمولاً از یک پایه و یک کلاهک ( شید ) تشکیل می شود بطوری که لامپ به پایه وصل شده و کلاهک اطراف لامپ را می پوشاند تا مانع از مشخص شدن لامپ شود. بیشتر نور آباژور از بالا و پایین کلاهک خارج می شود.
آباژور به دو صورت رومیزی و ایستاده در بازار موجود است.
واژهٔ آباژور از فرانسوی وارد فارسی شده و دیکته اصلی آن abat - jour است.
اجزای انواع آباژور شامل چندین قطعه اصلی و فرعی می شوند: لامپ، کلاهک، بدنه و سیم برق جزو اجزای اصلی و هارپ، سرپیچ لامپ، قفل هارپ، لبه گلدانی، گردن بدنه، لوله نای شکل و پایه جزو اجزای فرعی هستند. در آباژورهای ایستاده معمولاً بدنه طول بلندتری دارد.
انتخاب سبک و نوع روشنایی مناسب، تأثیر عمیقی بر زیبایی و دکور محل، علاوه بر تأمین روشنایی لازم دارد. در ایران مردم بیش تر روشنایی را متمرکز در محیط و به صورت چلچراغ و لوستر گزینش می کنند و در کنار آن از آباژور بیشتر برای تزئین بهره می جویند، در حالی که سامانه های روشنایی غیر - متمرکز مانند آباژور و چراغ های توکار هالوژن به زیباتر نشان دادن محیط و همچنین آرامش بخشی بر روی افراد ساکن در محل کمک زیادی خواهند کرد.
چراغ خواب جنبه کاربردی دارد، آباژور جنبه تزئینی و زیبایی در دکوراسیون دارد، از آباژورها علاوه برای روشنایی شب می توان به عنوان یک مجسمه دکوری استفاده کرد.
علاوه بر آباژورهای محبوب رومیزی، انواع ایستادهٔ آن نیز در تزئین و چیدمان منازل کاربرد بسیاری دارند. ویژگی مشترک هر دو نوع آباژور این است که از دو بخش کلاهک یا شید و پایه تشکیل شده است. امروزه تنوع اندازه و طرح آباژورها بسیار گسترده است و می توانید از میان هزاران مدل گوناگون، محصول دلخواهتان را بیابید.
برخلاف آباژورهای رومیزی که می توان در اغلب فضاها از آن ها استفاده کرد، آباژورهای ایستاده جنبه ای لوکس تر دارند و بهتر است در فضاهای خیلی کوچک از آن ها استفاده نکنید چراکه تمام زیبایی خود را نشان نمی دهند. این آباژورها معمولاً در گوشه های مبلمان قرار داده می شوند و به اصطلاح به آن ها کنار سالنی یا استند نیز می گویند.
آباژورهای ایستاده نیز همچون همتای رومیزی خود، از تنوع بالایی برخوردارند. کنار سالنی ها از تنوع شکل و جنس بسیاری زیادی برخوردارند و ممکن است در طراحی شان از انواع فلز، سنگ و شیشه استفاده شده باشد. از آن جایی که در اغلب موارد این آباژورها در گوشه های مبلمان قرار داده می شوند و خیلی در معرض تماس نیستند، عمر مفید آن ها بسیار زیاد است مگر اینکه براثر سهل انگاری در جابه جایی یا زلزله واژگون شده و آسیب جدی ببینند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حلبیساز به کسی میگویند که چیزهایی را از فلزات سبکوزن میسازد یا آنها را تعمیر میکند. آهنگری نیز ممکن است به این حرفه اشاره داشته باشد؛ اگرچه همین کلمه ممکن است به تخصص نامرتبط آهنسازی نیز اشاره داشته باشد. حلبیسازان بیشتر کار خود را بر روی فلز سرد انجام میدهند (اگرچه ممکن است از یک اجاق برای گرم کردن و کمک به شکلدادن به مواد اولیه خود استفاده کنند). در ابتدا، حلبیساز در ردهٔ صنایع دستی، ساخت چیزهای سادهتر مانند جعبه قرص، جعبه ابزار و سایر اقلام ساده را میآموزد. سپس، اشیایی مانند باروتدان، سطلهای شیر، ظرف و تابهٔ کیک را میسازد. بعداً با قطعات پیچیدهتری مانند آباژور، لوسترها و قهوهجوشهای کج کار خواهد کرد. در نهایت (حرفه و فنهای دوره پیشاصنعتی و مهندسی) یک استادکار میتواند اشیا کلان و بخاری بسازد، با معماران همکاری کند و به طراحی و ساخت شیروانی و گنبد و… بپردازد.
💡 زبان فرانسوی برای مدت طولانی به عنوان زبان دیپلماتیک و بینالمللی شناخته میشدهاست. پس از برقراری رابطه تجاری و فرهنگی بین ایران و فرانسه، آموزش زبان فرانسوی به عنوان زبان دوم و تحصیل دانشجویان ایرانی در دانشگاههای فرانسه، تعداد زیادی واژه از زبان فرانسوی به فارسی راه یافتهاست. دامنه و موضوع وامواژههای فرانسوی در زبان فارسی بسیار گستردهاست و شامل واژگان سیاسی، آموزشی، صنعتی و ماشینی، و واژگان روزمره میشود. برخی از این واژهها چنان با فارسی درآمیختهاند که بسیاری ممکن است از وامواژه بودن آنها بیاطلاع باشند. از میان واژههای فرانسوی که در زبان فارسی رایج است، میتوان به اتوبوس، مینیبوس، مغازه، رفوزه، دیپلم، دیکته، آسانسور، نمره، ژاندارمری، آژان، آژانس، اکیپ، ایده، انفورماتیک، کنفرانس، کنگره، تیره (خط تیره)، تابلو، کنکور، کوران، ویرگول، تلویزیون، تئاتر، توالت، مرسی (تشکر)، لابراتوار، دکوراسیون، مبل، مبلمان، مانتو، ژاکت، اورژانس، آمبولانس و راندمان، کمد، دیفرانسیل، پانتالون (در گویشهای جنوب غربی ایران) فلاسک، پالتو، دیپلمات، آتلیه، آباژور، آبونمان، آبونه، آدرس، آپاندیس، آپارتمان، دپارتمان، آبسه، اِپُل، دِکُلته، کُرسِت، اپوزیسیون، اپیدمی، اتومبیل، اتیکت، ادکلن، ارتزین، آرشه، ارگان، ارگانیسم، آرم، آرماتور، بتن آرمه، اسانس، استپ، استُپ، استراتژی، استودیو، استادیوم، نام برد.