عاجم
مترادفها
بیگانه، خارجی
متضادها
فصیح
لغت نامه دهخدا
عاجم. [ ج ِ ] ( ع ص، اِ ) واحد عواجم که بمعنی دندانهاست. ( از منتهی الارب ). در اقرب الموارد مفرد عواجم، عاجمة آمده است.
جمله سازی با عاجم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گرچه مدال کلارک جایزهای برای اقتصاددانان آمریکایی توصیف شده این که نامزدها در هنگام اعطای جایزه در آمریکا کار کنند کافی است؛ شهروندی آمریکا برای لحاظ شدن لازم نیست. برندگان گذشته نظیر دارون عاجماوغلو، امانوئل سائز و استر دوفلو به ترتیب متولد ترکیه، اسپانیا و فرانسه هستند.
💡 در متون تاریخی که درباره فتوحات نوشته شده است، نویسندگان از واژه عاجم برای توصیف مردمی که به زبان عربی سخن نمیگفتند و از اقوام دیگر بودند استفاده میکردند.
💡 بسیاری از شاعران بزرگ در دوران گذشته، اشعار خود را با ترکیب کلمات فارسی و عربی میآراستند و گاهی به مفاهیم مربوط به اقوام عاجم نیز اشاره میکردند.
💡 در گذشته، زمانی که فرهنگ عربی گسترش یافت، بسیاری از زبانهای دیگر در برابر آن به عنوان زبانهای عاجم شناخته میشدند که هویت مستقل خود را داشتند.