ضرب خورده
مترادفها
کوبیده شده، زده شده
متضادها
سالم
لغت نامه دهخدا
ضرب خورده. [ ض َ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آسیب دیده.
- امثال:
ضرب خورده جراح است.
فرهنگ عمید
آسیب دیده.
فرهنگ فارسی
( صفت ) صدمه دیده آسیب دیده.
جمله سازی با ضرب خورده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جیمز هتفیلد خواننده و گیتارنواز گروه زیاد با این عنوان طولانی برای این آهنگ موافق نبود ولی لارس اولریک اصرار داشت که این آهنگ شکسته، ضرب خورده و زخمی نامیده شود.
💡 شکسته، ضرب خورده و زخمی (به انگلیسی: Broken, Beat & Scarred) ششمین تکآهنگ از آلبوم آهنربای مرگ گروه هوی متال متالیکا میباشد.