لغت نامه دهخدا
( سهیبة ) سهیبة. [ س َ ب َ ] ( ع ص ) بئر سهیبة؛ چاه دورتک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
( سهیبة ) سهیبة. [ س َ ب َ ] ( ع ص ) بئر سهیبة؛ چاه دورتک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرخسیر فرزند عظیم الشان (پسر دوم امپراتور بهادرشاه یکم) و سهیبه نسوان بود. گزارش شدهاست که او مردی خوش تیپ بود که به سادگی تحت تأثیر مشاوران و اطرافیان قرار میگرفت، او توانایی، دانش و شخصیت لازم را برای حکومت مستقل نداشت.