کلمهی «سدیس» در عربی به عدد «شش» یا «ششم» اشاره دارد و ریشه آن از جذر س د س گرفته شده است. این واژه به معنای یک جزء از شش قسمت برابر است، یعنی یک ششم از یک کل و نشاندهنده تقسیمات ششگانه است. سدیس همچنین میتواند به چیزی که دارای شش بخش، شش زاویه یا ششگوشه است اشاره کند، مانند اشکال هندسی یا موجودات مرکب از شش بخش. در متون عربی، این واژه گاهی برای نشان دادن ترتیب ششم یا جایگاه ششم در سلسلهای از موارد نیز به کار میرود. همچنین ریشهی س د س در نامها نیز دلالت بر ششم یا ارتباط با عدد شش دارد؛ مثلاً نام عربی «السدیس» میتواند به معنای شخص ششم تعبیر شود. در هنر، معماری و طراحی، مفهوم ششگانه بودن یا بخشبندی به شش، میتواند با واژهی سدیس توصیف شود.
سدیس
لغت نامه دهخدا
سدیس. [ س َ ] ( ع اِ ) شش یک. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ). || دندان هشت سالگی شتر. ( منتهی الارب ). || اشتر هشت ساله. ( غیاث اللغات ). شتر بهشت سالگی در آمده. ( منتهی الارب ). || ازار شش ذرعی. ( منتهی الارب ). || بچه گاو در سال چهارم سدیس و سدس، نر و ماده در آن یکسان باشد. ( تاریخ قم ص 178 ). || در سال ششم ( بچه ناقه ) سدیس و سدس، مذکر و مؤنث یکسان باشد در آن. ( تاریخ قم ص 177 ). || گاو و گوسپند و اسب پنجساله. ( غیاث ). بچه گاو و آن را در پنجم سدیس گویند. ( تاریخ قم ص 178 ). || گوسپند بشش سالگی رسیده. || نوعی از پیمانه. ( منتهی الارب ). قسمی مکوک که بدان چیز بپیمایند. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
شش یک یا دندان هشت سالگی شتر یا از ار شش ذرع یا گوسپند بشش سالگی رسیده
فرهنگ اسم ها
اسم: سدیس (پسر) (عربی) (تلفظ: sedis) (فارسی: سدیس) (انگلیسی: sedis)
معنی: به معنی شش میباشد که نام قبیله ای بوده است