زاغول

لغت نامه دهخدا

زاغول. ( اِخ ) از قراء پنج ده مرورود خراسان است، و دراینجا است قبر مهلب بن ابی صفره. ( تاج العروس ). قریه ای است از پنج قریه مرورود خراسان و امیر خراسان [مهلب بن ابی صفرة الازدی ] بسال 82 هَ. ق. در آنجا درگذشت و دفن گردید و از آنجا است محمدبن حسین زاغولی. ( ازانساب سمعانی ). یاقوت گوید: زاغول از قریه های مروالروذ و مهلب بن ابی صفرة عتکی که پس از قتل ازارقه از طرف عبدالملک والی خراسان شده بود در ماه صفر 76 به زاغول رفت و در آنجا مقیم بود تا در 82 که بقصد جنگ از آنجا بیرون رفت و وفات یافت. ( از معجم البلدان ).

فرهنگ معین

(ص. ) زاغ چشم.

فرهنگ فارسی

از قرائ پنج ده مرورود خراسان است

ویکی واژه

زاغ چشم.

جمله سازی با زاغول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 انگلیس در دوران جنگ جهانی اول او را بخاطر ترس از گرایش‌هایی که به ترکیه داشت به اروپا تبعید کرد اما وی بعد از اینکه از تبعید بازگشت وزارت مالی و سپس وزارت آموزش و پرورش را در حکومت سعد زاغول برعهده گرفت.

تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز