در نفق

لغت نامه دهخدا

درنفق. [ دَ رَ ف َ ] ( ع مص ) تیز رفتن. ( منتهی الارب ). گویند: مرّ درنفقاً؛ یعنی با سرعت رفت. ( از اقرب الموارد ). دلنفق. و رجوع به دلنفق شود.

فرهنگ فارسی

تیز رفتن گویند مر در نفقا یعنی با سرعت رفت

جمله سازی با در نفق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و آيا آن كه اگر گفته شود: چه بسا فقيرى كه از ثروتمندى اسرافكننده تر باشد،براى آن كه گاهى ممكن است غنى به اندازه خرج كند، ولى فقير بيهوده و بيش از حد چنانكه به همين معنى هم از امام صادق (ع ) روايت شده (405) آيا فكر به كجا مى رود، آياجز به نفقه در اموال ؟ پس آقاى دست بايد مواظب خود بوده، بااعمال زشت خود معذب نگردى و ما را هم معذب نسازى، در نفقات و مخارج خود تجديد نظركنى مالى كه خداوند مهربان به تو داده به اندازه در مصرف صحيح خرج كنى،لباسى كه مى خرى، ماشينى كه تهيه مى كنى، خانه اى كه براى خودت انتخاب مىنمائى، لوازمات زندگى كه فراهم مى آورى، طبق شان و فراخورحال و كارت باشد و متوجه باشى لباسى كه براى حفظ آبرو تهيه كردى ميان خانه ودر موقع كار و اوقات غير مناسب نپوشى كه در روايت دارد خود آن اسراف است و به حدىاسراف در كار تو ديده مى شود كه در روايت امام صادق (ع ) دور انداختن هسته خرما، چونممكن است از آن استفاده گردد، بلكه ريختن باقيمانده آبى كه انسان از آن خورده اسراف،بشمار آمده و از آن نهى گرديده است. (406)

چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز