خلکانلو

لغت نامه دهخدا

خلکانلو. [ خ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان جعفرآباد فاروج بخش حومه شهرستان قوچان با 238 تن سکنه. آب آن از چشمه و قنات و محصول آنجا سیب زمینی و بنشن. شغل اهالی زراعت و مالداری و راهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

جمله سازی با خلکانلو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ایل جلالی بزرگ‌ترین ایل استان آذربایجان غربی است که حدود ۴۸/۲درصد از خانوارهای کوچنده استان را شامل می‌شود. این ایل از ۱۰ طایفه و ۵۹ باو و ۲۴۷ اوبه تشکیل شده و به دلیل داشتن جمعیت فراوان و گستردگی طوایف آن به نام جلالی مشهور شده است. طوایف ده‌گانه ایل جلالی در ایران عبارتند از: قزلباش، خلکانلو، مصرکانلو، جنکانلو، اوتایلو، علم هلو، حسوخلف (دربازکی)، بلخکانلو، ساکان و قندکانلو. براساس روایت عشایر نام بنیانگذار ایل «جلال» بوده است. قبل از متمرکز شدن قدرت در کشور و جهت در امان ماندن از حوادث و جنگ‌ها در دوره پهلوی و زمان پادشاهان قبلی ایران در نظام زندگی ایل جلالی قدرت مرکزی از آن رئیس ایل بوده و نظیر سایر قدرتهای ایلی موروثی می‌باشد. بعد از رئیس ایل، رئیس طایفه و بعد از او «سراوبه» در راس هرم قدرت قرار دارند. هر طایفه از چند باو تشکیل می‌شود و هر باو نیز بزرگ و ریش سفیدی دارد که به هنگام ضرورت مورد مشورت قرار می‌گیرد. در گذشته قدرت مرکزی ایل اهمیت خاص داشته و حیات ایل در گرو تصمیمات وی بوده است. اما هر چه طوایف گسترده‌تر می‌شدند و اوبه‌ها فراوانتر، به همان اندازه از حیطه قدرت مرکزی دور شده و بر قدرت طایفه افزوده می‌شده است.