خفیه نویس. [خ ُ ی َ / ی ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) آنکه وقایع را غیر آشکارو پنهانی می نویسد و بنزد رئیس می برد. آنکه وقایع رابدون آنکه کسی مطلع شود کما هو حقه می نویسد و به نزد حاکم می برد. ( یادداشت بخط مؤلف ). || پلیس مخفی بزمان ناصرالدین شاه. ( یادداشت بخط مؤلف ).
در دورۀ قاجار، نویسندۀ نامه های محرمانه.
آنکه وقایع را غیر آشکار و پنهانی می نویسد و بنزد رئیس می برد آنکه وقایع را بدون آنکه کسی مطلع شود کماهو حقه می نویسد و به نزد حاکم می برد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سه شخصیت اصلی مسئول سقوط صدر اعظم نماینده ناراضیترین گروههای اشراف و دیوان سالاران بودند. دو سیاست امیرکبیر، کاهش مزایای درباریان و دور نگه داشتن شاه از بستگانش، مورد ضدیت اشراف قاجار برهبری مهد علیا قرار گرفت. فراش باشی دربار، علی خان حاجب الدوله و میرزا آقاخان نوری، نائب امیر کبیر نیز جزو گروه بودند. گسترش تعداد مخالفان امیرکبیر موجب انزوای روزافزون او میشد. برخورد دقیق و سخت گیرانه او صدارتش را در نظر درباریان نوعی حکومت وحشت، مجهز به مأموران خفیه نویس، اعدام در ملأ عام و سانسور شدید جلوه میداد. روابط صادقانه و سازشناپذیر او با سفرای خارجی نیز دوستی در اردوی آنها برایش نگذاشته بود. با وجود ازدواج با خواهر شاه، به لحاظ اصل و نسب محقر خود شبکه خویشاوندی در اختیار نداشت و تکیه او فقط بر محبت ناصرالدین تا موقعی کار از پیش برد که شاه حاضر بود به او اعتماد ورزد.
💡 ۱- سعیدی سیرجانی، وقایع اتفاقیه: گزارشهای خفیه نویسان انگلیس.