لغت نامه دهخدا
خشیان. [ خ َش ْ ] ( ع ص ) مرد ترسنده. ( از منتهی الارب ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ) ( از تاج العروس ). || ( مص ) «خشاء». ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به خشاه شود.
خشیان. [ خ َش ْ ] ( ع ص ) مرد ترسنده. ( از منتهی الارب ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ) ( از تاج العروس ). || ( مص ) «خشاء». ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به خشاه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شوادن که شبادان، شبابیک، خشیان و بادکش نیز نامیده میشود بهطور مشخص در شهرهای دزفول و شوشتر دیده میشود.