خرنگ

لغت نامه دهخدا

خرنگ. [ خ َ رَ ] ( اِ ) مهره ای بود که بر کودکان ازبهر چشم بد ببندندو خرزیان فروشند و دو سه رنگ بود. ( فرهنگ اوبهی ).

فرهنگ فارسی

مهره ای بود که بر کودکان از بهر چشم بد ببندند و خرزیان فروشند و دو سه رنگ بود.

جمله سازی با خرنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 معزالدین محمد هنگام بازگشت از طوس به رسیدگی امور خراسان پرداخت و یکی از امرای شجاع غور را به نام محمد خرنگ را حاکم مرو کرد و در ابیورد بعضی از امرا را دستگیر و گروهی را به قتل رساند. پس از بازگشت معزالدین محمد، سپاهیان خوارزمشاه در غیبت او مرو را تسخیر کردند و حاکم مرو را به قتل رساندند؛ سلطان علاءالدین محمد را به فتح هرات ترغیب کردند، او نیز در سال ۶۰۰ ه‍.ق به هرات لشکر کشید و آنجا را محاصره کرد. ناصرالدین آلپ غازی، والی شهر، به مذاکره پرداخت و وانمود کرد که از جانب معزالدین محمد اجازه انعقاد صلح را دارد؛ بدین ترتیب قرار شد که غوریان به خراسان تجاوز نکنند و خوارزمشاهیان نیز به غور حمله نکنند و همچنین آلپ غازی متعهد شد مالی را به خوارزمشاه پرداخت کند. معزالدین محمد پس از سروسامان بخشیدن به امور سلطنت برای پایان دادن جنگ با خوارزمشاهیان به خوارزم لشکر کشید. محمد خوارزمشاه بلافاصله رسولانی برای درخواست کمک از قراختاییان فرستاد. در این هنگام بین طرفین جنگ درگرفت، غوریان شکست خوردند، گروهی کشته و اسیر شدند و باقی سپاه نیز فرار کردند. پس از مدتی محمد خوارزمشاه با دانستن اهمیت خراسان برای غوریان، فرستاده‌ای نزد معزالدین محمد فرستاد و او را مقصر اصلی جنگ دانست و از وی درخواست صلح کرد، و معزالدین به‌ناچار پذیرفت که بر طبق آن بلخ و هرات به غوریان و مرو و نیشابور به خوارزمشاه تعلق گرفت. معزالدین تا مدتها در فکر انتقام گرفتن از قراختائیان بود ولی به علت اغتشاشاتی که در هند به سبب انتشار شایعه مرگش توسط یکی از امرای خود به وجود آمده بود، ناچار شد تا به آن سرزمین توجه کند و عملیات بر ضد قراختائیان را به وقت دیگر موکول کند.