خاموشیدن

لغت نامه دهخدا

خاموشیدن. [ دَ ] ( مص ) ساکت شدن. ( آنندراج ) ( فرهنگ شعوری ج 1 ص 374 ) ( ناظم الاطباء ). || شرمگین بودن. || پرچین شدن. || مانده و خسته شدن. || تسلی دادن. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با خاموشیدن

💡 برای خاموشیدن آن می‌توان از آب به گونه افشانه، CO۲، پودر شیمیایی یا کف بهره‌گیری نمود. باید نگریست که به هنگام آتش سوزی می‌شود پراکسیدهای آلی قابل انفجار پایه ریزی شوند. به هنگام عملیات اطفاء باید از عینکهای نگهبان و ماسک بهره‌ گرفت.

رد دادن یعنی چه؟
رد دادن یعنی چه؟
اعمال کردن یعنی چه؟
اعمال کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز