لغت نامه دهخدا
خابل. [ ب ِ ] ( ع ص ) تباه کننده. ( منتهی الارب ). || بازدارنده. حبس کننده. واﷲ خابل الریاح؛ ای حابسها. ( اقرب الموارد ). || ( اِ ) شیطان. جن. ( منتهی الارب ).
خابل. [ ب ِ ] ( ع ص ) تباه کننده. ( منتهی الارب ). || بازدارنده. حبس کننده. واﷲ خابل الریاح؛ ای حابسها. ( اقرب الموارد ). || ( اِ ) شیطان. جن. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مونیکا خابل (لهستانی: Monika Chabel؛ زادهٔ ۱۰ مهٔ ۱۹۹۲) قایقران روئینگ اهل لهستان است.