لغت نامه دهخدا
حرام مغز. [ ح َ م َ ] ( اِ مرکب ) مغز درون استخوان پشت. مغز ستون فقرات. نخاع. مغز حرام. پشت مغز. حرامغز. مهره گردن. خیطالرقبة.
حرام مغز. [ ح َ م َ ] ( اِ مرکب ) مغز درون استخوان پشت. مغز ستون فقرات. نخاع. مغز حرام. پشت مغز. حرامغز. مهره گردن. خیطالرقبة.
= نخاع
مغز درون استخوان پشت نخاع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و يا مراد غذاهاى شبهه ناك و حرام است كه روايات بسيارى در اين زمينه وارد شده است،مانند: حرمت خوردن مردار، خوردن خون، گوشت خوك و حيوانات حرام گوشت (مانند ماهيهاىبدون فلس ) و گوشتهاى حيوانات حلال گوشت كه بسبب بعضى از چيزها حرام شده اند.و آن چه از حيوان حلال گوشت كه بسبب بعضى از چيزها حرام شده اند. و آن چه از حيوانحلال گوشت حرام است مانند: خون، نرى، غدد، دنبلان (تخم )، حرام مغز، پى، سپرز،مثانه، مردمك چشم، چيزى كه در ميان مغز كله است، بچه دان... و خوردن چيزهاى نجس وخوردن شراب... و غذاهاى حرام ديگر.