حرام مغز

مترادف‌ها

احمق، نادان، بی عقل، ابله، بی‌فکر، خنگ، بی خرد

متضادها

باهوش، عاقل، هوشمند، دانا، زیرک

لغت نامه دهخدا

حرام مغز. [ ح َ م َ ] ( اِ مرکب ) مغز درون استخوان پشت. مغز ستون فقرات. نخاع. مغز حرام. پشت مغز. حرامغز. مهره گردن. خیطالرقبة.

فرهنگ عمید

= نخاع

فرهنگ فارسی

مغز درون استخوان پشت نخاع

جمله سازی با حرام مغز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و يا مراد غذاهاى شبهه ناك و حرام است كه روايات بسيارى در اين زمينه وارد شده است،مانند: حرمت خوردن مردار، خوردن خون، گوشت خوك و حيوانات حرام گوشت (مانند ماهيهاىبدون فلس ) و گوشتهاى حيوانات حلال گوشت كه بسبب بعضى از چيزها حرام شده اند.و آن چه از حيوان حلال گوشت كه بسبب بعضى از چيزها حرام شده اند. و آن چه از حيوانحلال گوشت حرام است مانند: خون، نرى، غدد، دنبلان (تخم )، حرام مغز، پى، سپرز،مثانه، مردمك چشم، چيزى كه در ميان مغز كله است، بچه دان... و خوردن چيزهاى نجس وخوردن شراب... و غذاهاى حرام ديگر.

💡 او با وجود اینکه از نظر اقتصادی بسیار متمول است، اما به دلیل رفتار احمقانه و نادانی‌اش، همه او را حرام مغز می‌نامند.

💡 نباید در تصمیم‌گیری‌های حیاتی زندگی، مانند انتخاب شغل یا شریک زندگی، مانند یک آدم حرام مغز و بدون فکر عمل کرد.

💡 معلم با لحنی تند به دانش‌آموز گفت که اگر می‌خواهد در امتحان موفق شود، نباید با رفتاری حرام مغز و بی‌ملاحظه برخورد کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران