جادوانه

لغت نامه دهخدا

جادوانه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ) ( از: جادو + َانه، پسوند نسبت ) جادومانند. چیزی که عمل آن مانند عمل جادوست. جادو چشمانی که بیننده را تسخیر کند. همچون عمل جادوگر:
آن چشم جادوانه عابدفریب بین
کش کاروان حسن بدنباله میرود.حافظ.قیاس کردم و آن چشم جادوانه مست
هزار ساحر چون سامریش در گله بود.حافظ.

فرهنگ عمید

بسیارزیبا: قیاس کردم و آن چشم جادوانهٴ مست / هزار ساحر چون سامریش در گله بود (حافظ: ۴۳۲ ).

فرهنگ فارسی

۱- مانند جادوان ( عمل کردن ). ۲- ( صفت ) مانند جادوگر: (( آن چشم جادوان. عابد فریب بین کش کاروان حسن بدنباله میرود. ) ) ( حافظ )

جمله سازی با جادوانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برداشت‌های جادوانه، زندشناختی و کیمیاگرانه نیز دیده می‌شوند. فیلسوف هوخفورست چندین مَتَل را از این دید بررسید. برای نمونه، او گفت که حتی نام «مامان غازی» تُنگِ گردن‌درازِ فیلسوفان را تداعی می‌کند. در واقع، این رویکرد شیوه‌ای کهن را ازسر می‌گرفت که به زندشناسانی چون براچسکو و مایر بازمی‌گشت.

لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز