تعاجل

مترادف‌ها

شتاب، عجله، شتاب‌زدگی

متضادها

تامل، آرامش، کندی

لغت نامه دهخدا

تعاجل. [ ت َ ج ُ ] ( ع مص ) همدیگر شتافتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با تعاجل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 (سئلت عن الهادى عليه السلام عن الحزم،فقال هوان تنتهز فرصتك و تعاجل ما امكنك.(69) )

💡 (( ((هو ان تنظر فرصتك و تعاجل ما امنك؛ )) حزم آنست كه منتظر فرصت خود باشىو به آنچه در توان دارى بپردازى )).

💡 در مدیریت بحران، کارشناسان تاکید دارند که هرگونه تعاجل و تصمیم‌گیری شتاب‌زده بدون بررسی دقیق داده‌ها، می‌تواند منجر به بروز فجایع بزرگتر و وخیم‌تر در آینده شود.

💡 برخلاف تصور عمومی که فکر می‌کنند تعاجل همیشه مفید است، در بسیاری از مسائل حقوقی، دقت و بررسی مستندات بسیار مهم‌تر از سرعت در رسیدگی به پرونده است.

💡 تعاجل در اجرای پروژه‌های عمرانی بدون رعایت استانداردهای ایمنی، می‌تواند خطرات جانی بسیار زیادی برای کارگران و ساکنان مناطق اطراف ایجاد کند و هزینه‌ها را افزایش دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران