بنا کننده

لغت نامه دهخدا

بناکننده. [ ب ِ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) برآورنده. عمارت کننده. آنکه بنیان عمارتی نهدو آن را برآورد. بنّا: و نامهای ایشان و نامهای بناکنندگان ایشان. ( تاریخ قم ص 60 ). زیرا که مشهور و منسوبند با بناکنندگان آن. ( تاریخ قم ص 60 ).

فرهنگ فارسی

بر آورنده عمارت کننده آنکه بنیان عمارتی نهد و آنرا بر آورد بنا ٠

جمله سازی با بنا کننده

💡 ابن رسته تمیشه را نخستین شهر تپورستان از مشرق معرفی کرده و انوشه‌روان دادگر را بنا کننده شهر خوانده و از دیوار تمیشه که میان تپورستان و گرگان کشیده شده و مسجد جامع و جمعیت فراوان شهر یاد کرده‌است.

💡 ابن رسته تمیشه را نخستین شهر تپورستان از مشرق معرفی کرده و انوشه‌روان دادگر را بنا کننده شهر خوانده و از دیوار تمیشه که میان تپورستان و گرگان کشیده شده و مسجد جامع و جمعیت فراوان شهر یاد کرده است.

💡 این گور در کنار یکی از خیابان‌های اصلی شهر رامهرمز کنونی در باغی که به «برده شور» شهرت دارد، واقع شده است. گفته می‌شود که این قبر هرمز ساسانی (هرمز یکم)، بنا کننده رامهرمز است. در چند قدمی این محل، امام زاده بی بی سینی قرار دارد که زیارتگاه بی بی ساسانی را به یاد می‌آورد.

💡 ابن رسته تمیشه را نخستین شهر تپورستان از مشرق معرفی کرده و انوشه‌روان دادگر را بنا کننده شهر خوانده و از دیوار تمیشه که میان تپورستان و گرگان کشیده شده و مسجد جامع و جمعیت فراوان شهر یاد کرده‌است.